این نوزادان به مادران خود برای تغذیه , حمایت , آسایش و جامعه پذیری وابسته بودند . چه , دقیقا ً اساس پیوند بود ?
نظریه رفتاری پیوست حاکی از آن است که یک نوزاد پیوندی را با والدینی که غذا فراهم می کند تشکیل می دهد . در مقابل , توضیح هارلو این بود که دلبستگی به عنوان نتیجه مادری که " آسایش لمسی " را فراهم می کند , رشد می کند و پیشنهاد می کند که نوزادان یک نیاز ذاتی ( زیستی ) دارند که نیاز به لمس و چسبیدن به چیزی برای راحتی عاطفی دارند .
هاری هارلو تعداد زیادی از مطالعات مربوط به پیوند در میمون رزوس را در طول مراسم عروسی انجام داد . آزمایش های او اشکال مختلفی داشت :
تعداد زیادی میمون شیرخوار در انزوا رشد کردند - او بچه را برداشت و آن ها را از دنیا جدا کرد . هیچ تماسی با هم نداشتند . او این روش را برای مدت سه ماه , برخی برای شش , و برخی برای سال اول زندگیشان حفظ کرد . سپس آن ها را با دیگر میمون ها برگرداند تا ببینند که شکست آن ها چه تاثیری بر رفتار داشته است .
یافته ها : میمون ها در رفتارهای عجیب و غریب مثل چنگ زدن به بدن خود و تکان مداوم تکان می خوردند . آن ها سپس در شرکت میمون های دیگر قرار گرفتند . شروع کردن با بچه ها از دیگر میمون ها می ترسیدند و بعد نسبت به آن ها خیلی پرخاشگر می شدند . آن ها همچنین قادر به برقراری ارتباط با دیگر میمون ها نبودند . میمون دیگر آن ها را آزار می داد . آن ها خود را تکه تکه می کردند , موهای خود را پاره می کردند و دست ها و پاهایش را گاز می گرفتند .
هارلو نتیجه گرفتند که محرومیت ( بدون اتصال ) به طور دائم به میمون ها آسیب می رساند . گستردگی رفتار غیرعادی نشان دهنده طول جدایی است . آن هایی که مدت سه ماه در انزوا به سر می بردند , کم تر تحت تاثیر قرار می گرفتند , ولی کسانی که مدت یک سال در انزوا می زیستند , هرگز اثرات محرومیت را بازیافت نمی کردند .
میمون ها پس از تولد با مادر جایگزین پرورش یافته و در قفسه ای با دسترسی به دو مادر جایگزین قرار گرفتند . چهار تا از این میمون ها می توانستند شیر مادر و چهار شیر مادر را بگیرند . حیوانات مورد بررسی قرار گرفتند .
هر دو گروه میمون ها مدت بیشتری را با مادر پارچه ای گذراندند ( حتی اگر شیر نداشته باشد ) . نوزاد وقتی گرسنه بود به طرف مادر سیمی می رفت . یک بار , بیشتر روز به مادر سفره باز می گشت . اگر یک جسم ترسناک در قفس قرار می گرفت نوزاد با مادر پارچه ای پناه می گرفت ( باز امن آن ) .
این جانشین در کاهش ترس نوجوانان موثرتر بود . کودک در حال حاضر بیشتر کشف خواهد کرد . این امر از نظریه تکامل پیوست حمایت می کند, که در آن پاسخ حساس و امنیت مراقبتی است که مهم است ( برخلاف مواد غذایی ) .
تفاوت های رفتاری مربوط به هارلو با مادران جایگزین و آن هایی که مادران معمولی داشتند , مشاهده شد .
آن ها بسیار محجوب بودند .
آن ها نمی دانند چطور با دیگر میمون ها رفتار کنند .
آن ها به راحتی زور می دادند و نمی توانستند برای خودشان بایستند .
آن ها با جفت گیری مشکل داشتند .
زنان مادران ناکافی بودند .
این رفتارها فقط در میمون ها مشاهده شد که به مدت بیش از ۴ روز با مادران جایگزین ترک شدند . برای آن هایی که کم تر از ۳ روز باقی مانده اند , اگر در محیطی معمولی قرار گیرند , می توانند معکوس شوند .
هارلو به این نتیجه رسیدند که برای یک میمون برای رشد طبیعی , باید با هدفی که در طول ماه های اول زندگی ( دوره بحرانی ) به آن چسبیده اند وجود داشته باشد . چسبیدن یک پاسخ طبیعی است - در مواقعی که میمون به آن شی که معمولا ً به آن می چسبد, می چسبند .
منبع سایت روانشناسی ساده
مشاوره روانشناسی...ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: فهیمه
بازدید: 211