روانشناسی

خرید بک لینک

Indiscriminate Attachments ( ۶ هفته تا ۷ ماهگی )
کودکان بدون تبعیض از شرکت انسان لذت می برند و بیشتر نوزادان به همان اندازه به هر گونه مراقب واکنش نشان می دهند . زمانی که یک فرد با آن ها تعامل برقرار می کند ، ناراحت می شوند .
نوزادان از ۳ ماه به چهره های آشنا لبخند می زنند و می توانند به راحتی توسط یک مراقب حرفه ای راحت باشند .
پیوست ویژه ( ۹ - ۹ ماه )
ترجیح خاص برای یک شکل دلبستگی . کودک به افراد خاص برای امنیت ، راحتی و حفاظت توجه می کند . آن ترس از بیگانه ها ( ترس بیگانه ) و نارضایتی را هنگام جدا شدن از یک فرد خاص ( اضطراب جدایی ) نشان می دهد .
برخی از کودکان ترس غریبه و اضطراب جدایی را بسیار بیشتر از دیگران نشان می دهند ، با این حال ، آن ها به عنوان مدرک دیده می شوند که کودک یک وابستگی تشکیل داده است . این کار معمولا ً تا یک سال طول می کشد .
پیوند چندگانه ( ۱۰ ماه و به بعد )
کودک به طور فزاینده ای مستقل می شود و چندین پیوند را شکل می دهد . در طی ۱۸ ماه اکثر نوزادان وابستگی های متعددی را شکل داده اند .
نتایج این مطالعه نشان داد که attachments به احتمال زیاد با کسانی شکل می گیرند که به طور دقیق به سیگنال های baby's واکنش نشان می دهند، نه فردی که زمان بیشتری را با آن ها گذرانده است . امرسون و امرسون این حساسیت حساس نامیده می شوند .
داشتن کودکانی که به شدت به داشتن فرزند متصل هستند به سرعت به خواسته های خود واکنش نشان می دهند و با فرزند خود تعامل دارند . کودکانی که ضعیف به نظر می رسیدند ، مادرانی بودند که نتوانستند با یکدیگر تعامل داشته باشند .
بسیاری از کودکان تا ده ماه دیگر attachments از جمله attachments به مادران ، پدران ، پدر بزرگ ها، مادر بزرگ ها ، خواهر و برادر و همسایگان خود داشتند . مادر برای حدود نیمی از کودکان در سن ۱۸ ماهگی و پدر بیشتر از بقیه بود .
مهم ترین حقیقت در شکل دادن پیوست ها این نیست که چه کسی تغذیه می کند و کودک را تغییر می دهد اما چه کسی بازی می کند و با او ارتباط برقرار می کند . از این رو ، پاسخگویی به نظر می رسید که کلید دلبستگی است .
نظریه های پیوست
روانشناسان دو نظریه اصلی را پیشنهاد کرده اند که معتقدند در شکل گیری پیوندها مهم هستند .
نظریه یادگیری / behaviorist وابستگی ( به عنوان مثال ، Dollard & میلر ، ۱۹۵۰ ) نشان می دهد که دلبستگی مجموعه ای از رفتارهای اکتسابی است . اساس یادگیری of ، تهیه غذا است . یک نوزاد در ابتدا وابستگی به هر کسی که آن را تغذیه می کند را تشکیل می دهد .
آن ها یاد می گیرند که فیدر ( معمولا مادر ) را با راحتی تغذیه و از طریق فرآیند آماده سازی کلاسیک مرتبط می دانند ، برای یافتن تماس با مادر آرامش بخش هستند .
آن ها همچنین متوجه می شوند که رفتارهای خاص ( به عنوان مثال ، گریه کردن، لبخند زدن) پاسخ های مطلوب را از دیگران به همراه می آورد ( به عنوان مثال ، توجه ، راحتی ) ، و از طریق فرآیند of ، یاد می گیرند که این رفتارها را برای رسیدن به چیزهایی که می خواهند تکرار کنند .
نظریه تکاملی پیوند ( به عنوان مثال ، Bowlby ، هارلو ، لورنز ) پیشنهاد می کند که بچه ها از نظر بیولوژیکی از پیش برنامه ریزی شده اند تا پیوست ها را با دیگران شکل دهند ، چرا که این به آن ها کمک می کند زنده بمانند . نوزاد رفتارهای ذاتی " اجتماعی اجتماعی " مانند گریه و لبخند را تولید می کند که واکنش های مراقبتی ذاتی را از بزرگسالان تحریک می کند . تعیین کننده دلبستگی ، غذا نیست ، بلکه توجه و حساسیت است .
Bowlby پیشنهاد کرد که یک کودک در ابتدا تنها یک پیوند اولیه ( monotropy ) را تشکیل می دهد و شکل دلبستگی به عنوان پایه ایمن برای کاوش در جهان عمل می کند . رابطه دلبستگی به عنوان نمونه اولیه برای تمام روابط اجتماعی آینده عمل می کند ، به طوری که می تواند عواقب جدی داشته باشد .
این نظریه همچنین نشان می دهد که یک دوره بحرانی برای توسعه یک وابستگی ( حدود ۰ - ۵ سال ) وجود دارد . اگر یک پیوند در طول این دوره توسعه پیدا نکرده باشد ، کودک از پیامدهای توسعه برگشت ناپذیر مانند کاهش اطلاعات و افزایش پرخاشگری رنج خواهد برد .
مطالعات Monkey "هری هارلو "
Harlow's میمون
هارلو ( ۱۹۵۸ ) می خواست mechanisms را که توسط آن میمون rhesus به مادران خود پیوند می دهد ، مورد مطالعه قرار دهد .

منبع سایت روانشناسی ساده

مشاوره روانشناسی...

ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فهیمه بازدید: 225 تاريخ: يکشنبه 16 دی 1397 ساعت: 22:41

صفحه بندی