روانشناسی

خرید بک لینک

آن ها به دنبال ارتباط با شکل دلبستگی در زمان مشکل دار شدن نیستند . این کودکان به احتمال زیاد دارای یک مراقب هستند که نسبت به نیازهای خود بی توجه هستند ( Ainsworth ، ۱۹۷۹ ) . شکل دلبستگی ممکن است از کمک در طول کاره ای دشوار کناره گیری کند ( استیون - Hinde ، & Verschueren ، ۲۰۰۲ ) و اغلب در زمان پریشانی عاطفی موجود نیست .
ج : مقاومت ambivalent / مقاوم در برابر مقاومت
سبک دلبستگی سوم که توسط Ainsworth ( ۱۹۷۰ ) شناسایی شد ، ambivalent نامطمئن ( به نام مقاومت نامطمئن نیز نامیده شد ) .
در اینجا کودکان یک سبک رفتاری دوگانه نسبت به شکل دلبستگی اتخاذ می کنند . کودک معمولا ً رفتار وابسته و وابسته به خود را از خود نشان می دهد ، اما وقتی درگیر تعامل می شود ، شکل وابستگی را رد می کند .
کودک نمی تواند هرگونه احساس امنیت را از شکل وابستگی ایجاد کند . بر این اساس ، آن ها به سختی از شکل دلبستگی دور می شوند تا محیط جدید را کشف کنند . وقتی مشکل دار شدن مشکل است و با تعامل با شکل دلبستگی ، تسکین پیدا نمی کنند . این رفتار از یک سطح متناقض پاسخ به نیاز آن ها از مراقبت کننده اصلی حاصل می شود .
نتیجه گیری وضعیت عجیبی
Ainsworth ( ۱۹۷۸ ) " فرضیه حساسیت مراقب " را به عنوان توضیحی برای انواع پیوند متفاوت پیشنهاد داد . فرضیه حساسیت مادران Ainsworth's استدلال می کند که سبک دلبستگی یک کودک به رفتاری که مادرشان به آن ها نشان می دهد وابسته است .
مادران "حساس " نسبت به نیازها و احساسات خود واکنش نشان می دهند و به درستی به احساسات و احساسات خود واکنش نشان می دهند . مادران حساس احتمال بیشتری دارند که به طور ایمن به کودکان متصل شوند .
در مقابل ، مادرانی که نسبت به فرزند خود حساسیت کمتری دارند ، به عنوان مثال ، آن هایی که به نیازهای کودک واکنش نشان می دهند یا کودک را نادیده می گیرند ، به احتمال زیاد بچه دار می شوند .
برای مثال ، نوزاد به طور ایمن به مراقبت اولیه حساس و حساس مرتبط است . Insecure infants attached به مراقبت اولیه متناقض مرتبط هستند . گاهی اوقات نیازهای کودک برآورده می شوند و گاهی اوقات توسط پدر یا مادر نادیده گرفته می شوند . نوزاد اجتنابی با توجه به مراقبت های اولیه پاسخگو در ارتباط هستند . کودک به این باور می رسد که ارتباط نیازها تاثیری بر پدر و مادر ندارد .
یافته های Ainsworth ( ۱۹۷۱ ، ۱۹۷۸ ) اولین مدرک تجربی برای نظریه دلبستگی Bowlby ارایه می دهد .
برای مثال ، کودکان به طور ایمن یک مدل کاری مثبت از خودشان ایجاد می کنند و نمایش های ذهنی از دیگران را به عنوان مفید بودن در هنگام مشاهده خود به عنوان ارزش احترام به کار می برند ( Jacobsen ، & هافمن ، ۱۹۹۷ ) . بسیاری از کودکان خود را بی ارزش و غیرقابل قبول می دانند که ناشی از رد مراقبت کننده اولیه است ( Larose ، & Beier ، ۲۰۰۱ ) . کودکان ambivalent دارای یک تصویر نفس منفی هستند و واکنش های عاطفی خود را به عنوان راهی برای جلب توجه اغراق می کنند ( Kobak و همکاران ، ۱۹۹۳ ) .
بر این اساس ، سبک های دلبستگی ناامن با ریسک فزاینده مشکلات رفتاری اجتماعی و عاطفی از طریق مدل کاری داخلی همراه هستند .
سبک های دلبستگی
ارزیابی نظری
ولف و وان Ijzendoo ( ۱۹۹۷ ) که یک بررسی متا ( بازبینی ) تحقیقات را به انواع پیوند انجام دادند ، از این تئوری حساسیت مراقبت کننده پشتیبانی می کند . آن ها دریافتند که بین حساسیت والدین و نوع دلبستگی ، رابطه نسبتا ً ضعیفی وجود دارد - به طور کلی والدین حساس به طور کلی به کودکان می چسبند .
با این حال ، در ارزیابی ، منتقدان این نظریه استدلال می کنند که همبستگی بین حساسیت والدین و نوع وابستگی کودک تنها ضعیف است . این نشان می دهد که دلایل دیگری وجود دارند که ممکن است توضیح دهند چرا کودکان انواع دلبستگی متفاوتی را توسعه می دهند و نظریه حساسیت مادران بیش از حد بر روی مادر تاکید می کند . با تمرکز بر حساسیت مادرانه هنگام تلاش برای توضیح اینکه چرا کودکان انواع دلبستگی متفاوتی دارند ، یک رویکرد تقلیل گرا است .

منبع سایت روانشناسی ساده

مشاوره روانشناسی...

ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فهیمه بازدید: 213 تاريخ: يکشنبه 16 دی 1397 ساعت: 22:39

صفحه بندی