در حقیقت ، سایر متغیرهای خارجی مانند تعارض خانوادگی ، درآمد والدین ، تحصیلات و غیره ممکن است رفتار ۴۴ سارق را تحت تاثیر قرار داده باشند، و همانطور که به این نتیجه رسیدند قطع رابطه اتصال . بنابراین همانطور که Rutter ( ۱۹۷۲ ) اشاره کرد ، نتایج Bowlby ناقص ، ترکیب علت و معلول همبستگی بود .
این مطالعه در برابر تعصب محقق آسیب پذیر بود . Bowlby خود ارزیابی های روانی را انجام داد و تشخیص of psychopathy را انجام داد . او می دانست که آیا بچه ها در گروه دزدی یا گروه کنترل هستند یا خیر . در نتیجه ، یافته های او ممکن است ناخودآگاه از انتظارات خودش باشد . این به طور بالقوه اعتبار آن ها را تضعیف می کند .
ارزیابی نظریه Bowlby
Bifulco و همکاران ( ۱۹۹۲ ) از فرضیه محرومیت مادرانه حمایت می کنند . آن ها ۲۵۰ زن را مورد مطالعه قرار دادند که مادرشان را قبل از ۱۷ سالگی از بین رفتن یا مرگ از دست داده بودند .
آن ها دریافتند که از دست دادن مادرشان از طریق جدایی یا مرگ ، خطر اختلال افسردگی و اضطراب در زنان بزرگ سال را دو برابر می کند . میزان افسردگی در زنانی که قبل از سن ۶ سالگی فوت کرده بودند بالاترین میزان افسردگی بود .
ایده های Bowlby ( ۱۹۴۴ ، ۱۹۵۶ ) تاثیر زیادی بر نحوه تفکر پژوهشگران درباره دلبستگی داشتند ، و بیشتر بحث نظریه او بر اعتقاد او به monotropy متمرکز بود .
اگرچه Bowlby ممکن است مخالفت نکند ، اما هنوز ادعا می کند که دلبستگی به مادر منحصر به فرد است و این اولین بار است که ظاهر می شود و از همه قوی تر است . با این حال ، در هر دوی این موارد ، به نظر می رسد که شواهد در غیر این صورت بیان می شود .
Schaffer & امرسون ( ۱۹۶۴ ) اشاره کرد که وابستگی های ویژه ای در حدود ۸ ماه آغاز شده است و در مدت کمی پس از آن ، نوزادان به افراد دیگر دلبستگی پیدا کرده اند . تا ۱۸ ماه بسیار کم تر ( ۱۳ % ) تنها به یک نفر وابسته بودند ؛ برخی از آن ها پنج یا بیشتر داشت .
Rutter ( ۱۹۷۲ ) اشاره می کند که چندین شاخص وابستگی ( مانند اعتراض یا پریشانی در زمانی که برگ های یک شخص متصل می شود ) برای طیف وسیعی از اشکال دلبستگی - پدر ، خواهر و برادر ، همسالان و حتی اشیا بی جان نشان داده شده است .
منتقدان مانند Rutter نیز Bowlby را به عدم تمایز بین محرومیت و محرومیت - فقدان کامل پیوند دلبستگی ، به جای فقدان آن ، متهم کرده اند . Rutter تاکید می کند که کیفیت پیوند پیوند مهم ترین عامل به جای محرومیت در دوره بحرانی است .
Bowlby از عبارت محرومیت مادر برای اشاره به جدایی یا از دست دادن مادر و نیز عدم موفقیت در توسعه دلبستگی استفاده کرد . آیا اثرات محرومیت مادران به همان اندازه که Bowlby پیشنهاد می کند شدید هستند ؟
مایکل Rutter ( ۱۹۷۲ ) کتابی به نام مرگ مادر دوباره ارزیابی کرد . در این کتاب او پیشنهاد کرد که Bowlby ممکن است مفهوم محرومیت مادران را راکد کرده باشد .
Bowlby از عبارت محرومیت مادرانه " برای اشاره به جدایی از اندام چسبیده ، از دست دادن یک شخصیت وابسته و شکست برای ایجاد دلبستگی به هر فرد استفاده کرد . Rutter استدلال می کند که این ها تاثیرات متفاوتی دارند . به طور خاص ، Rutter بین محرومیت و محرومیت تمایز قایل شد .
مایکل Rutter ( ۱۹۸۱ ) استدلال می کند که اگر یک کودک نتواند پیوند احساسی ایجاد کند، این محرومیت است ، در حالی که محرومیت به از دست دادن یا آسیب به یک پیوند اشاره دارد .
از نظر تحقیق او در مورد محرومیت ، Rutter پیشنهاد کرد که به احتمال زیاد منجر به چسبیدن ، رفتار وابسته ، توجه به جستجو و دوستانه indiscriminate ، و سپس به بلوغ کودک ، ناتوانی در حفظ قوانین ، ایجاد روابط پایدار ، و یا احساس گناه می شود. او همچنین شواهدی از رفتار ضد اجتماعی ، اختلالات روانی ، و اختلالات زبان ، رشد عقلانی و رشد فیزیکی را کشف کرد .
منبع سایت روانشناسی ساده
مشاوره روانشناسی...ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: فهیمه
بازدید: 200