مطالعه یک کلاس تخصصی از سلول های مغز که به عنوان inteeurons بازدارنده شناخته می شود، به بررسی این مساله می پردازد که چگونه این سلول های مختلف در مناطق مختلف قشر مخ جمع می شوند . به طور معمول ، این سلول ها عمل می کنند تا پردازش اطلاعات ، شکل و تعادل را اصلاح کنند ، اما اختلال عملکرد آن ها در بیماری هایی مثل اوتیسم ، اسکیزوفرنی و صرع نقش داشته است . تشخیص چگونگی عملکرد این مدارهای بازدارنده ، رویکردهای نوینی برای تشخیص و درمان اختلالات مغزی ارائه خواهد داد . یکی از جنبه های چالش برانگیز مانع از توضیح مدار غشایی ، تنوع محض نورون ها در مغز است .
دکتر Taniguchi توضیح می دهد : " در حالی که تنوع سلولی مغز را به گونه ای منحصر به فرد می کند ، همچنین دشواری زیادی در مطالعه مدارهای فرد به بار می آورد . به عنوان مثال ، یک مدار بازدارنده معمول که در آزمایشگاه مطالعه می کنیم را در نظر بگیرید ؛ یک نورون اصلی برانگیزاننده که اطلاعات را در فواصل طولانی از یک ناحیه مغزی به یک منطقه دیگر و چند نورون های inhibitory چندگانه منتقل می کند که ارتباط با آن را شکل می دهند . در نگاه اول این مدل نسبتا ً ساده به نظر می رسد اما در واقعیت انواع مختلفی از inteeurons اصلی و بازدارنده وجود دارد . به نظر می رسد که هر نوع منفرد از inteeuron وابستگی بسیار ویژه ای به موقعیت neuron's اصلی ، عملکرد و عمق در پوسته دارد . بدون این توانایی برای نگاه کردن به اتصالات ویژه تشکیل شده توسط هر subpopulation از نورون مهاری ، تصویر دقیق مدار را نمی توان شکل داد .
دکتر مایکل Yetman ، محقق Postdoctoral در آزمایشگاه Taniguchi و اولین مولف این مقاله متذکر می شود که آن ها تکنیکی را می خواهند که می تواند از طریق تنوع سلولی مغز قطع شود و تنها زیرمجموعه خاصی از نورون ها را هدف قرار داده و انواع مدارهای منحصر به فرد را مورد بررسی قرار داده و انواع مدارها را مورد بررسی قرار دهد .
iMT با این هدف در ذهن ایجاد شد و بر محدودیت های روش های پیشین برای ردیابی اتصالات درون مغز غلبه کرد . روش هایی از قبیل تحریک الکتریکی و ردیابی monosynaptic ، یا بیش از حد نامناسب بوده و یا فاقد حساسیت لازم برای ردیابی دقیق اتصالات از انواع مختلف سلولی هستند که در مغز یافت می شوند. iMT بر پایه سلف خود ساخته شده است، اما با یک چرخش مبتکرانه که برای انتقال حساسیت technique's حیاتی است .
Yetman توضیح می دهد : " ردیابی Monosynaptic از نوع تغییر یافته هاری که فاقد پروتئین مورد نیاز است استفاده می کند و ویروس را به سلول شروع می کند و از سرایت سلول های دیگر در اطراف آن جلوگیری می کند " . برای مطالعه نورون ها در مغز ، ما می توانیم ویروس و پروتیین را در نورون اصلی بیان کنیم و هنگامی که ویروس ارتباطات سیناپسی را به طور مستقیم متصل می کند ، ویروس را تشخیص دهیم . زمانی که در آنجا ویروس بدون پروتئین مورد نیاز گیر می کند و به نورون می گوید که شروع به بیان پروتیین فلورسنت کند . با میکروسکوپ ، ما می توانیم سلول هایی را که مستقیما ً به نورون های آغازگر ما متصل هستند ، ببینیم . محدودیت این است که ما فقط می توانیم the متصل شده را به عنوان یک کل تصور کنیم ، و ویژگی های منحصر به فرد of انفرادی را از دست بدهیم ."
برای غلبه بر این محدودیت ، تیم یک جز ژنتیکی دیگر را اضافه کرده است که به طور قابل اطمینان و به طور خاص مجموعه فرعی of را هدف قرار می دهد . هنگامی که ویروس به یک نوع سلولی می رسد که حاوی این جز است ، یک پروتیین فلورسنت جدید بیان می شود . در حال حاضر دانشمندان توانایی تجسم ارتباط inteeuron به عنوان یک مجموعه کامل و همچنین اتصالات زیرمجموعه inteeuron خاص را دارند . پیش از این ، iMT ثابت کرده است که تفاوت های چشمگیر در طراحی مدار inteeuron و مجموعه های فرعی فرعی کلیدی و نیز همان نوع of که ارتباط با نورون های اصلی مناطق مختلف مغز را شکل می دهند آشکار می شود .
منبع سایت علم روز
مشاوره روانشناسی...ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: فهیمه
بازدید: 155