روانشناسی

خرید بک لینک

به یاد داشته باشید که نگهبانان کاملا ً تحت کنترل بودند و زندانیان کاملا ً به آن ها وابسته بودند .
وقتی که اسیران بیش از پیش به او وابسته شدند ، the نسبت به آن ها more شد . اسیران را با تحقیر می نگریستند و به اسیران اجازه می دادند که آن را بدانند . با افزایش تحقیری که نگهبانان نسبت به آن ها داشتند ، زندانیان مطیع و مطیع شده بودند .
وقتی که اسیران بیش از پیش مطیع و مطیع شده بودند ، نگهبانان aggressive و assertive شدند . آن ها خواستار اطاعت بیشتر از زندانیان شدند . اسیران برای یافتن راه هایی برای راضی کردن نگهبانان ، از قبیل نقل داستان هایی در مورد زندانیان ، به نگهبانان وابسته بودند .
زندانی # ۸۶۱۲
کم تر از ۳۶ ساعت در این آزمایش ، زندانی # ۸۶۱۲ شروع به رنج کشیدن از اختلال عاطفی شدید ، تفکر آشفته ، گریه غیرقابل کنترل و خشم کرد .
بعد از ملاقاتی با نگهبانان در جایی که به او گفته بودند که او ضعیف است ، اما وضعیت " خبرچین " را به او پیشنهاد داد ، # ۸۶۱۲ به زندانیان دیگر بازگشت و گفت : " شما خداحافظی می کنید . شما کار خود را رها می کنید ."
کمی بعد از " ۸۶۱۲ " شروع به عملی کردن " دیوانه " کرد تا فریاد بزند، لعنت کند، تا به خشمی که ظاهرا ً از کنترل خارج شده بود ، برود ، تا این که این نکته که روانشناسان متوجه شدند باید او را رها کنند .
زندانی # ۸۶۱۲
بازدید از والدین
روز بعد ، نگهبانان یک ساعت بازدید از والدین و دوستان را برگزار کردند . آن ها نگران بودند که وقتی والدین وضعیت زندان را دیدند ، ممکن است اصرار کنند که پسرانشان را به خانه ببرند . نگهبان ها زندانیان را می شستند ، تمیز می کردند و cells را تمیز می کردند ، یک شام بزرگ به آن ها می دادند و روی آیفون بازی می کردند .
پس از بازدید ، شایعه انتشار شایعه پخش شد . ترس از اینکه آن ها زندانیان را از دست بدهند ، نگهبانان و آزمایشگران سعی در جلب کمک و امکانات اداره پلیس پالو آلتو کردند .
نگهبانان دوباره سطح آزار و اذیت را افزایش دادند و آن ها را مجبور به انجام کاره ای پست و تکراری مانند تمیز کردن توالت ها با دست های برهنه خود کردند .
خانواده ها از زندانیان دیدن می کنند
کشیش کاتولیک
Zimbardo یک کشیش کاتولیک را دعوت کرد که کشیش زندان بوده است تا نحوه واقع شدن اوضاع زندان را ارزیابی کند . نیمی از زندانیان به جای نام خود را با شماره خود معرفی کردند .
کشیش به طور جداگانه با هر زندانی مصاحبه کرد . کشیش به آن ها گفت که تنها راه خروج آن ها با کمک یک وکیل است .
زندانی # ۸۱۹
سرانجام در حالی که با کشیش صحبت می کرد، # ۸۱۹ شکست خورد و شروع به گریه کرد ، درست دو زندانی سابق که قبلا ً آزاد شده بودند . روان شناسان زنجیر را از پای او بیرون کشیدند ، کلاه را ازسر برداشت و به او گفت که برود و در اتاقی که مجاور حیاط زندان بود استراحت کند . آن ها به او گفتند که مقداری غذا به او خواهند داد و سپس او را برای دیدن دکتر می برند .
در حالی که این جریان ادامه داشت ، یکی از نگهبانان دیگر زندانیان را زیر پا گذاشت و آن ها را با صدای بلند خواند :
" زندانی # ۸۱۹ زندانی بد است . به خاطر چیزی که زندانی # ۸۱۹ مایل است ، سلول من یک آشفتگی است .
روانشناسان متوجه شدند که # ۸۱۹ نفر می تواند آهنگ سرود را بشنود و به اتاقی که او بی اختیار گریه می کند رفت . روانشناسان سعی کردند او را وادار به قبول این آزمایش کنند ، اما او گفت که نمی تواند او را ترک کند زیرا دیگران او را به عنوان زندانی بد منصوب کرده بودند .
بازگشت به واقعیت
در این نقطه ، Zimbardo گفت : " گوش کن، شما از ۸۱۹ ۸۱۹ نمی شوید . نام او دکتر Zimbardo است . من یک روانشناس هستم ، نه رئیس زندان ، و این یک زندان واقعی نیست . این فقط یک آزمایش است ، و این ها دانشجویان هستند ، نه زندانیان ، درست مثل شما . Let's می روند ."
او ناگهان گریه را متوقف کرد، سرش را بلند کرد و جواب داد : " بسیار خوب ، برو " ، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است .
یک جمله پایانی برای آزمایش
Zimbardo ( ۱۹۷۳ ) قصد داشت که این آزمایش دو هفته طول بکشد ، اما در روز ششم به پایان رسید . کریستینا Maslach ، یک مدرک دکترای تخصصی استنفورد که برای انجام مصاحبه با نگهبانان و زندانیان به ارمغان آورد ، به شدت اعتراض کرد که دید زندانیان توسط نگهبانان مورد سو استفاده قرار می گیرند .

منبع سایت روانشناسی ساده

مشاوره روانشناسی...

ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فهیمه بازدید: 204 تاريخ: يکشنبه 16 دی 1397 ساعت: 22:26

صفحه بندی