لباس هایشان زیر پیراهنی بود که شماره آن ها روی آن نوشته شده بود ، اما نه لباس زیر . آن ها همچنین یک کلاه نایلونی محکم برای پوشاندن موی خود و یک زنجیر قفل در حدود یک مچ داشتند .
تمام نگهبانان یونیفرم خاکی پوشیده بودند و یک سوت دور گردنش انداخته بودند و یک باشگاه بیلی از پلیس قرض گرفته بود. افراد گارد نیز عینک آفتابی ویژه ای می پوشیدند تا با زندانیان ارتباط چشمی برقرار کنند .
عکس هایی از نگهبانان که یونیفرم به تن داشتند
سه نگهبان هر کدام هشت ساعت کار کردند ( نگهبانان دیگر همچنان در تماس بودند ) . به افراد گارد دستور داده شد که هر کاری که صلاح می دانستند را انجام دهند و نظم و قانون را در زندان حفظ کنند و به اسیران احترام بگذارند . هیچ خشونت فیزیکی مجاز نبود .
Zimbardo رفتار زندانیان و نگهبانان ( به عنوان یک پژوهشگر ) را مشاهده کرد و همچنین به عنوان رئیس زندان عمل کرد .
یافته ها
در مدت کوتاهی ، هر دو نگهبان و زندانیان در نقش های جدید خود مستقر شدند و نگهبانان به سرعت و به آسانی آن ها را پذیرفتند .
مرجع Asserting
در عرض چند ساعت ، بعضی از نگهبانان شروع به آزار و اذیت زندانیان کردند . در ساعت ۲ : ۳۰ صبح، زندانیان با سوت زدن برای اولین بار از خواب بیدار شدند .
تعداد آن ها به عنوان راهی برای آشنا کردن زندانیان با شماره آن ها بود . از همه مهم تر ، آن ها یک موقعیت منظم برای نگهبانان برای اعمال کنترل بر زندانیان ارائه کردند .
زندانیان صف کشیده اند تا توسط نگهبانان شمارش شوند .
زندانیان به زودی رفتار زندانیان را نیز پذیرفتند . آن ها در مورد مسائل زندان بسیار بحث کردند . آن ها برای هر یک از نگهبانان قصه می گفتند .
آن ها شروع به گرفتن قوانین زندان بسیار جدی کردند، انگار که آن ها برای سود زندانیان آنجا بودند و نقض آن برای همه آن ها فاجعه خواهد بود . برخی حتی شروع به طرفداری از نگهبانان در برابر زندانیان کردند که از قوانین اطاعت نکردند .
تنبیه بدنی
زندانیان با توهین و دستورها کوچک سرزنش می شدند ، به آن ها کاره ای بی معنی و خسته کننده محول می شد ، و آن ها عموما ً جنبه انسانی خود را از دست می دادند .
Push یک نوع متداول از تنبیه بدنی است که توسط نگهبانان تحمیل شده است . یکی از نگهبان ها به پشت زندانیان قدم گذاشت ، در حالی که آن ها شنا می کردند ، یا زندانیان دیگری را وادار به نشستن در پشت سر زندانیان می کردند که کارشان را انجام می دادند .
زندانیان بالا و پایین می رفتند.
استقلال Asserting
از آنجا که روز اول بدون حادثه سپری شد ، نگهبانان متعجب و کاملا ً آماده برای شورش که صبح روز دوم شکست خورد ، غافلگیر شدند .
در طول روز دوم آزمایش ، زندانیان کلاه های stocking را برداشتند ، شماره خود را بریدند ، و با گذاشتن beds در برابر در مسدود شدند .
نگهبانان به نیروهای کمکی زنگ زدند . این سه نگهبان که منتظر ایستاده بودند ، وارد شدند و نگهبانان شیفت شب به طور داوطلبانه در حال انجام وظیفه باقی ماندند .
شورش کردن
نگهبانان با استفاده از یک کپسول آتش نشانی تلافی کردند که جریان منجمد کننده دی اکسید کربن را هدف قرار دادند و زندانیان را مجبور به فرار از در کردند . سپس نگهبان ها وارد هر سلول شدند ، زندانیان را لخت کردند و رختخواب ها را بیرون کشیدند .
رهبران شورش متهم در سلول انفرادی جای گرفتند . پس از آن ، نگهبانان به طور کلی شروع به آزار و اذیت زندانیان کردند .
امتیازات ویژه
یکی از این سه سلول به عنوان یک " سلول امتیاز " در نظر گرفته شد . سه زندانی که حداقل در این شورش دخالت داشتند ، امتیازات ویژه ای داشتند . نگهبان ها به آن ها یونیفورم و تخت خواب دادند و به آن ها اجازه دادند موهایشان را بشویند و دندان هایشان را مسواک بزنند .
زندانیان privileged نیز باید غذای ویژه ای را در حضور سایر زندانیانی که به طور موقت امتیاز خوردن را از دست داده بودند ، بخورند . تاثیرش این بود که همبستگی بین زندانیان را از بین ببرد .
عواقب شورش
طی چند روز بعد ، روابط بین نگهبانان و زندانیان تغییر کرد و تغییری در یک تغییر در دیگری ایجاد شد .
منبع سایت روانشناسی ساده
مشاوره روانشناسی...ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: فهیمه
بازدید: 231