روانشناسی

خرید بک لینک

Treisman با استفاده از روش shadowing گفتار ، dichotic تکالیف را انجام داد . به طور معمول ، در این روش ، از شرکت کنندگان خواسته می شود که همزمان با صدای بلند تکرار شوند ، در حالی که یک پیام دیگر با گوش دیگر صحبت می شود .
برای مثال ، شرکت کنندگان از سایه پرسیدند که " من این دختر را دیدم " ، و " من را نادیده گرفتم که " هزینه جهش های سبز " ، که گزارش شده است ، " من دیدم که دختر خم شد " .
بنابراین واضح است که این پیغام بدون نظارت برای معنا و مدل فیلتر Broadbent's پردازش شده است ، که در آن فیلتر براساس ویژگی های فیزیکی فقط می تواند این یافته ها را توضیح دهد . این شواهد حاکی از آن است که مدل فیلتر Broadbent's کافی نیست ، به معنا نیست که معنا در نظر گرفته شود .
ارزیابی مدل Treisman's
۱. مدل Treisman's بر برخی از مشکلات مربوط به مدل Filter Broadbent's غلبه می کند ، به عنوان مثال ، مدل Attenuation می تواند برای سندرم آشفتگی حزب Cocktail حساب کند .
۲. مدل Treisman's توضیح نمی دهد که چگونه آنالیز معنایی دقیقا ً کار می کند .
۳. ماهیت فرآیند تضعیف هرگز دقیقا ً مشخص نشده است .
۴. یک مشکل با تمام آزمایش ها گوش دادن، این است که شما هرگز نمی توانید مطمئن شوید که شرکت کنندگان در واقع توجه به این کانال بدون نظارت را تغییر نداده اند .
نظریه ادراک بصری
 "سول McLeod " ، منتشر شده در سال ۲۰۰۸
برای دریافت اطلاعات از محیط ، ما مجهز به اندام های حسی به عنوان مثال چشم ، گوش ، بینی هستیم . هر ارگان حسی بخشی از یک سیستم حسی است که ورودی های حسی را دریافت کرده و اطلاعات حسی را به مغز منتقل می کند .
یک مشکل ویژه برای روان شناسان این است که فرایندی را توضیح دهند که در آن انرژی فیزیکی دریافتی توسط اندام های حسی پایه تجربه ادراکی را تشکیل می دهد . ورودی های حسی به گونه ای به درک میز و کامپیوترها ، گل ها و ساختمان ها ، ماشین ها و هواپیماها ، به مناظر ، صداها ، بوها ، چشایی و لامسه تبدیل می شوند .
یک مساله نظری مهم که روان شناسان به آن تقسیم می شوند ، حدی است که در آن ادراک به طور مستقیم بر اطلاعات موجود در محرک تکیه دارد . برخی استدلال می کنند که فرآیندهای ادراکی مستقیم نیستند ، بلکه به انتظارات perceiver's و دانش قبلی و نیز اطلاعات موجود در خود محرک بستگی دارند .
این بحث با توجه به گیبسون ( ۱۹۶۶ ) مورد بحث قرار گرفته است که نظریه مستقیمی از ادراک را ارایه کرده است که تیوری " پایین " و گریگوری ( ۱۹۷۰ ) است که نظریه constructivist ( غیر مستقیم ) را پیشنهاد کرده است که یک تئوری " پایین " است .
روان شناسان بین دو نوع فرآیند در ادراک تمایز قایل می شوند : پردازش صعودی و پردازش نزولی .
پردازش پایین به پایین به پردازش برگرفته از داده نیز مشهور است ، زیرا ادراک با خود محرک شروع می شود . پردازش در یک جهت از شبکیه چشم به قشر بینایی انجام می شود و هر مرحله بعدی در مسیر دیداری است که تحلیل پیچیده دیگری از ورودی را انجام می دهد .
پردازش نزولی به استفاده از اطلاعات متنی در بازشناسی الگو اشاره دارد . به عنوان مثال ، درک دستخط سخت هنگام خواندن جملات کامل آسان تر از خواندن کلمات منفرد و تکی است . این به این دلیل است که معنای کلمات اطراف ، زمینه ای برای درک کمک فراهم می کند .
گریگوری ( ۱۹۷۰ ) و تئوری پردازش نزولی
پردازش نزولی در ادراک بصری
Psychologist گرگوری ( ۱۹۷۰ ) معتقد است که ادراک یک فرآیند سازنده است که به پردازش بالا تکیه دارد .
اطلاعات محرک از محیط ما اغلب برای تفسیر آن مبهم است ، ما نیازمند اطلاعات شناختی بالاتر یا از تجربیات گذشته و یا دانش ذخیره شده به منظور ایجاد inferences در مورد آنچه می بینیم ، نیاز داریم . هلمهولتز آن را " اصل احتمال " نامید .
برای تصورات گریگوری یک فرضیه است ، که مبتنی بر دانش قبلی است . به این ترتیب ، ما به طور فعال درک خود از واقعیت را براساس محیط و اطلاعات ذخیره شده ، ایجاد می کنیم .

منبع سایت روانشناسی ساده

مشاوره روانشناسی...

ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فهیمه بازدید: 205 تاريخ: يکشنبه 16 دی 1397 ساعت: 4:15

صفحه بندی