روانشناسی

خرید بک لینک

هنگامی که از پرستاران دیگر خواسته شد در مورد آنچه که در شرایط مشابه انجام خواهند داد بحث کنند ( به عنوان مثال یک گروه کنترل ) ، ۲۱ نفر از ۲۲ نفر گفتند که آن ها با این دستور موافق نیستند .
نتیجه گیری
Hofling نشان داد که افراد بسیار مایل به سوال از " قدرت " نیستند ، حتی زمانی که ممکن است دلیل خوبی برای آن داشته باشند .
ارزیابی انتقادی
یکی از نقاط قوت این مطالعه این است که با توجه به این واقعیت که در یک محیط زندگی واقعی انجام شده است ، دارای سطوح بالایی از اعتبار اکولوژیکی است . با این حال ، این مطالعه اصول اخلاقی فریب را نقض کرد ، چرا که هیچ یک از پزشکان واقعی نبودند .
آزمایش زندان استنفورد
نویسنده : شائول McLeod ، سال ۲۰۱۸
هدف مطالعه
Zimbardo و همکارانش ( ۱۹۷۳ ) علاقمند به کشف این موضوع بودند که آیا the گزارش شده در میان نگهبانان در زندان های آمریکایی به دلیل شخصیت sadistic نگهبانان است ( به عنوان مثال ، گرایشی ) یا بیشتر با محیط زندان ارتباط دارد ( به عنوان مثال ، موقعیتی ) .
برای مثال ، زندانیان و نگهبانان ممکن است شخصیتی داشته باشند که درگیری را اجتناب ناپذیر می کند ، با زندانیان که به قوانین و نظم و قانون احترام می گذارند و guards سلطه جو و تهاجمی هستند .
متناوبا ، زندانیان و guards ممکن است به دلیل ساختار سخت قدرت محیط اجتماعی در زندان ها رفتار خصمانه داشته باشند . Zimbardo پیش بینی کرد که این وضعیت باعث شد مردم به شیوه ای عمل کنند که آن ها بجای خلق و خوی خود عمل می کنند ( شخصیت ) .
عکس از زندانی و گارد از آزمایش زندان Standford
دستور العمل:
برای بررسی نقش افرادی که در شرایط زندان بازی می کنند ، Zimbardo یک زیرزمین ساختمان روانشناسی دانشگاه استنفورد را به یک زندان ساختگی تبدیل کرده است .
او از داوطلبان خواست تا در مطالعه تاثیرات روانی زندگی زندان شرکت کنند .
۷۵ متقاضی که به این آگهی پاسخ دادند مصاحبه های تشخیصی و تست های شخصیت برای حذف نامزدها با مشکلات روانی ، معلولیت های پزشکی ، یا سابقه جنایی یا سو مصرف مواد مخدر ارائه کردند .
۲۴ نفر داوری کردند که the ذهنی & ذهنی ، the ، و & حداقل درگیر رفتارهای ضداجتماعی انتخاب شدند تا شرکت کنند . شرکت کنندگان قبل از این مطالعه یکدیگر را نمی شناسند و برای شرکت در این آزمایش ۱۵ دلار به ازای هر روز پرداخت کردند .
شرکت کنندگان به طور تصادفی به نقش زندانی یا نگهبان در یک محیط زندان شبیه سازی شده گماشته شدند . دو ذخیره وجود داشت و یک نفر پیاده شد و در نهایت ده زندانی و ۱۱ نگهبان به جای گذاشت .
زندانیان مانند هر مجرم دیگری رفتار می کردند ، بدون اخطار و بدون اخطار ، و به پاسگاه پلیس محلی برده می شدند . آن ها انگشت نگاری ، عکس گرفته شده و " رزرو شده بودند ."
سپس آن ها چشم بسته بودند و به بخش روانشناسی دانشگاه استنفورد رفتند ، جایی که Zimbardo زیرزمین را به عنوان زندان با درها و پنجره ها ، دیواره ای برهنه و سلول های کوچک مسدود کرده بود . در اینجا فرآیند deindividuation آغاز شد .
هنگامی که زندانیان به زندان رسیدند ، لخت و برهنه شدند و اموال شخصی خود را برداشتند و قفل کردند و به زندان و رخت خواب دادند . آن ها یک لباس رسمی صادر کردند و تنها با شماره آن ها به آن اشاره کردند .
زندانیان که مورد تحقیر و تحقیر قرار می گرفتند
استفاده از شماره شناسایی راهی بود برای اینکه زندانیان احساس ناشناس بودن کنند. هر زندانی باید فقط با شماره شناسایی خود تماس گرفته باشد و تنها می توانست به خود و سایر زندانیان شماره یک اشاره کند .
لباس هایشان زیر پیراهنی بود که شماره آن ها روی آن نوشته شده بود ، اما نه لباس زیر . آن ها همچنین یک کلاه نایلونی محکم برای پوشاندن موی خود و یک زنجیر قفل در حدود یک مچ داشتند .
تمام نگهبانان یونیفرم خاکی پوشیده بودند و یک سوت دور گردنش انداخته بودند و یک باشگاه بیلی از پلیس قرض گرفته بود. افراد گارد نیز عینک آفتابی ویژه ای می پوشیدند تا با زندانیان ارتباط چشمی برقرار کنند .
عکس هایی از نگهبانان که یونیفرم به تن داشتند
سه نگهبان هر کدام هشت ساعت کار کردند ( نگهبانان دیگر همچنان در تماس بودند ) . به افراد گارد دستور داده شد که هر کاری که صلاح می دانستند را انجام دهند و نظم و قانون را در زندان حفظ کنند و به اسیران احترام بگذارند . هیچ خشونت فیزیکی مجاز نبود .

منبع سایت روانشناسی ساده

مشاوره روانشناسی...

ما را در سایت مشاوره روانشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فهیمه بازدید: 173 تاريخ: يکشنبه 16 دی 1397 ساعت: 0:41

صفحه بندی